جزوه کل درس های پایه ها

رسیدن امتحنات خرداد ماه را به دانش آموزان تبریک میگوئیم

جهت دریافت سوالات اینجا کلیک کنید


ادامه مطلب

جهت دریافت به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب

جهت دریافت به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب

جهت دریافت اینجا کلیک کنید

 


جهت دریافت اینجا کلیک کنید



مقدمه

دستگاه گوارشی با گرفتن غذا ، تخریب مکانیکی ، هضم و جذب و دفع موادی که هضم نشده‌اند انجام وظیفه می‌کند. مواد حاصل از گوارش از طریق گردش خون و لنف به بافتهای بدن حمل می‌شوند. در نهایت این مواد به درون سلولها رفته و در فعالیت آنها شرکت می‌کنند. دستگاه گوارش شامل اندامهای اصلی نظیر دهان ، مری ، روده‌ها و غدد ضمیمه می‌باشند. دهان اندام ورودی لوله گوارشی است.


img/daneshnameh_up/1/10/digestion-system3.jpg



انقباضات دیواره معده غذا را با آنزیمهای گوارشی و اسیدکلرهیدریک مخلوط می‌کند و آن را به توده نیمه مایعی تبدیل می‌کند این توده ابتدا به ناحیه ابتدایی روده کوچک یعنی دوازدهه وارد می‌شود که دارای آنزیمهای گوارشی لوزوالمعده است. ماده حاصله در روده کوچک جذب شده در کبد ذخیره شده تغییر حاصل می‌کند و سپس به درون دستگاه گردش خون جریان می‌یابد. باقیمانده مواد وارد روده بزرگ شده، آب آنها گرفته می‌شود و به صورت مدفوع از مخرج دفع می‌گردد.

اندامهای اصلی شامل دهان و لوله گوارش است.

دهان

نقش دهان در گوارش از یک سو تشخیص کیفیت غذا و از سوی دیگر گوارش آن است دهان بوسیله پوشش مطبق سنگفرشی کراتینه شده یا نیمه کراتینه آستر شده است. آستر مخاط و پوشش روی هم رفته مخاط نامیده می‌شود. مخاط بر روی زیر مخاط قرار دارد. زیر مخاط دارای غدد بزاقی و بافت پیوندی مانند آستر است. در دهان زبان و دندانها وجود دارند.

غدد بزاقی

غدد بزاقی بر حسب نوع ترشح به سه دسته تقسیم می‌شوند. سروزی ، موکوسی و مختلط. غدد بزاقی در بناگوش سروزی ، در زیر آرواره سروزی- موکوسی ، در زیر زبان موکوسی- سروزی و در زبان موکوسی هستند.

زبان

زبان دارای دستجات ماهیچه مخطط است که توسط مخاط پوشیده شده است. 3/2 بخش جلوی زبان جسم زبان و 3/1 عقبی آن ریشه زبان خوانده می‌شود. سطح پوششی (فوقانی) زبان دارای برجستگیهای مختلف است در سطح پشتی زبان جوانه‌های چشایی نیز وجود دارند. در ساختار جوانه چشایی چهار نوع سلول وجود دارد. همه جوانه‌های چشایی احساس شیرینی ، شوری ، تلخی و ترشی را تشخیص نمی‌دهند بلکه جوانه هر ناحیه از زبان حس خاص را درک می‌کند.



تصویر

دندان

ساختار بافتی دندانهای شیری (20 عدد) و دندانهای دایمی (32 عدد) مشابه است. هر دندان شامل تاج است که بیرون از لثه قرار دارد و یک تا سه ریشه دارد که درون حفره دندانی آواره بالا یا آرواره پایین جای می‌گیرد. سطح تاج دندان را ماده‌ای به نام مینا می‌پوشاند که سخت‌ترین ماده بدن است و بیش از 96 درصد آن را املاح آهکی و بقیه را یک پروتئین مخصوص تشکیل می‌دهد. در زیر مینا عاج دندان قرار دارد که در درون آن مغز قرار دارد که بافتهای زنده دندان در آنجا وجود دارند. سطح ریشه را ماده‌ای به نام ساروج می‌پوشاند. دندانهای انسان با نوع رژیم غذایی او متناسب شده‌اند.

حلق

حلق چهار راهی است که از جلو به دهان ، از بالا به حفرات بینی و از پایین به مری و نای راه دارد و از این‌رو لقمه غذا یا تکه‌ای از آن می‌تواند به سه راه دیگر راه یابد. ولی هنگام بلع در اثر عمل دقیق واکنشهای خودکار عصبی به بخشهایی به نام زبان کوچک و اپی‌گلوت به ترتیب راه بینی و نای و همچنین زبان راه دهان را مسدود می‌کند و در نتیجه لقمه غذا فقط به درون مری راه می‌یابد. بلع بوسیله یک مرکز عصبی در بصل‌النخاع تنظیم می‌شود.

مری

مری لوله‌ای به طول 25 سانتیمتر است. پوشش مری انسان مطبق سنگفرشی است. آستر مخاط شامل بافت پیوندی غربالی ، لنفوسیت و تعداد کمی فولیکول لنفاوی است. زیر مخاط دارای غدد لوله‌ای مخطط ، 3/1 میانی آن دارای ماهیچه مخطط و صاف و 3/1 بخش پایینی آن دارای ماهیچه صاف است.



تصویر

معده

معده هر دو عمل ذخیره و هضم غذا را انجام می‌دهد. سه نوع غده در معده یافت می‌شود. غدد طاق و تنه ، غدد کاردیا و غدد پیلور. غدد تنه دارای چهار نوع سلول‌اند که سلولهای اصلی آنزیم پپسینوژن ترشح می‌کنند و سلولهای حاشیه‌ای اسید کلریدریک ترشح می‌کنند و سلولهای موکوسی گردن موکوس ترشح می‌کنند. حرکات معده که در اثر انقباضات منظم و خودکار ماهیچه‌ای دیواره آن صورت می‌گیرد دو نتیجه دارد یکی مخلوط کردن غذا با شیره معده و دیگری حرکاتی که موجب تحویل غذا از معده به روده کوچک می‌شود.

روده کوچک

روده کوچک لوله‌ای است به طول چهار متر که بین معده و روده بزرگ قرار دارد. دارای سه بخش دوازدهه ، ژژونوم (روده ته) و ایلئوم (روده دراز) است. چهار لایه اصلی در روده کوچک وجود دارد و مخاط مهمترین لایه آن است. دیواره روده باریک دارای چین خوردگیهای فراوانی است و هر یک از چین خوردگیها نیز به نوبه خود دارای برجستگیهای متعددی به نام پرزهای روده است.

دیواره این پرزها به صورت برجستگیهای انگشتانه‌ای در سطح درونی روده دیده می‌شوند. نقش پرزها و چین خوردگیها افزایش سطح جذب است. روده کوچک چند عمل مهم دارد. گوارش غذاها را کامل می‌کند، فرآورده‌های گوارشی را برای ورود به خون و لنف جذب می‌کند. هورمونهایی به خون می‌ریزد که ترشحات لوزوالمعده ، صفرا و معده را تنظیم می‌کند. مقدار مایعات و املاحی را که از بدن دفع می‌شوند در کنترل دارد.



تصویر

روده بزرگ

چینهای حلقوی و پرز در روده بزرگ وجود ندارد کریپت وجود دارد و بسیار عمیق است. متوسط قطر آن حدود 6 سانتیمتر است اما در قسمتهای آخر باریکتر می‌شود طول آن 1.5 تا 1.8 متر است. 5 تا 8 سانتیمتر اول آن را روده کور می‌نامند. در روده بزرگ پرز و غده‌های ترشح کننده آنزیم وجود ندارد اما ترشح مخاط در دیواره داخلی آن صورت می‌گیرد. آخرین بخش روده بزرگ راست روده نام دارد.

آپاندیس

زایده این انگشتی شکل و شبیه کولون (روده بزرگ) است. دارای فضای درونی کوچک و فولیکول لنفاوی فراوان در آستر مخاط و زیر مخاط است. و طول آن 8 تا 10 سانترمتر بوده و فاقد پرز است. آپاندیس ممکن است عفونی شود و آپاندیسیت ایجاد کند.

لوزوالمعده

لوزوالمعده نوعی غده گوارشی است. جای آن در زیر و اندکی پشت معده است. سر پهن آن به طرف دوازدهه و نوکش متوجه طحال است. لوزوالمعده دو کار مهم انجام می‌دهد. تهیه و آزاد کردن آنزیمهای گوارشی و تهیه و آزاد کردن هورمونهایی که بر روی متابولیسم کربوهیدراتها اثر می‌گذارند. این دو عمل بوسیله دو ساختار بافتی مجزا در لوزوالمعده صورت می‌گیرد.

کبد

کبد بزرگترین غده بدن است وزن کبد 1.1 تا 1.6 کیلوگرم است. جای این عضو در بالا و طرف راست معده است و قسمتی از معده را هم می‌پوشاند. کبد دارای چهار قسمت یا لوب است. در زیر لوب بزرگ طرف راست ، کیسه صفرا که به شکل گلابی است قرار دارد.



تصویر

کیسه صفرا

سلولهای کبدی مواد لازم برای ساخته شدن صفرا را از خون می‌گیرد سپس صفرای ساخته شده به کیسه صفرا می‌رود و در آنجا ذخیره می‌شود. همراه با ورود غذا به روده باریک کیسه صفرا منقبض شده و مقداری صفرا از مجرایی که در انتها با مجرای لوزوالمعده مشترک است وارد دوازدهه می‌شود. مهمترین عمل صفرا کمک به هضم چربیهاست. عمل دیگر صفرا خنثی کردن حالت اسیدی شیره معده است.

جذب غذا

کلیه مواد غذایی که در اثر هضم شیمیایی به مواد ساده و قابل جذب تبدیل شده‌اند همچنین ویتامینها ، آب و نمکها که برای جذب نیازی به هضم شیمیایی ندارند از دیواره روده باریک جذب می‌شوند. هر پرز شامل یک لایه از سلولهای پوششی است که غذا بوسیله آنها جذب می‌شود. بلافاصله در زیر آن شبکه غنی از مویرگهای خونی وجود دارد که قندها ، اسیدهای آمینه آب و نمکها وارد این شبکه می‌شوند.

این شبکه مویرگی پس از جمع آوری مواد غذایی به یک سیاهرگ کوچک پرزی منتهی می‌شود. سیاهرگ پرزی به سیاهرگهای بزرگتر پیوسته و سرانجام وارد سیاهرگ باب می‌شوند. این سیاهرگ ابتدا به کبد رفته و مواد غذایی در کبد ذخیره و پس بر حسب نیاز وارد خون می‌شوند. در واقع کبد به منزله یک انبار و تنظیم کننده و پخش کننده مواد غذایی جذب شده است.


دید کلی

دستگاه گردش خون و لنف شامل قلب ، شریانها ، وریدها ، مویرگها و رگهای لنفی است. خون پمپ شده از قلب که حاوی مواد غذایی و اکسیژن می‌باشد، توسط سرخرگها در بدن توزیع می‌گردند. شریانها پس از انشعاب به شاخه‌های باریک ، شریانچه‌ها را بوجود می آورند. شریانچه‌ها نیز به انشعابات باریکتری به نام مویرگ ختم می‌شوند. مبادله مواد بین خون و سلول‌های اندامهای مختلف در سطح مویرگها انجام می‌گیرد.

پس از مبادله مواد ، خون مویرگی به وریدچه منتقل شده و نهایتا توسط وریدهای بزرگ مجددا به قلب بر می‌گردد پس از مبادله مواد بین خون و محیط خارج سلولی ، در سطح مویرگها ، خون مویرگی به ترتیب از طریق وریدچه‌ها ، وریدهای متوسط و وریدهای بزرگ به قلب منتقل می‌شود. وریدها در هر ارگان معمولا همراه با شریانهای مربوطه می‌باشند و قطر آنها بزرگتر از شریانها است. دیواره سیاهرگها همیشه نازکتر و لایه خارجی ضخیم‌تر می‌باشد. قطر سیاهرگ 9 -1 میلیمتر می‌باشد.



تصویر

وریدهای بزرگ

در سیاهرگهای بزرگ نظیر بزرگ سیاهرگها (Vena Cava) لایه داخلی از آندوتلیوم و لایه زیر آندوتلیال نسبتا ضخیم تشکیل شده است. لایه میانی و لایه داخلی ضخیم ترین لایه می‌باشد. لایه خارجی وریدهای بزرگ حاوی دسته‌ای از عضلات صاف طولی ، الیاف کلاژن و الاستیک می‌باشد.

وریدهای متوسط

در وریدهای متوسط نظیر وریدهای جلدی و اندامی، از نظر ساختمانی لایه داخلی نازک ، لایه میانی در مقایسه با وریدهای بزرگ نسبتا ضخیم و لایه داخلی عمدتا از الیاف کلاژن طولی و الیاف الاستیک پراکنده تشکیل شده و بطور واضحی ضخیم‌تر از لایه میانی می‌باشد. این وریدها دارای دریچه‌هایی (Valves) هستند. دریچه‌ها از دو چین نیم هلالی لایه داخلی ، که غنی از رشته‌های الاستیک می‌باشند، تشکیل شده اند، و در هر سطح ، آندوتلیوم آنها را می‌پوشاند. این دریچه‌ها باعث رفتن خون وریدی به طرف قلب می‌شوند و از بازگشت آن جلوگیری می‌کنند. نیروی پیش برنده قلب ، توسط انقباض عضلات اسکلتی اطراف این وریدها تقویت می‌شود.

وریدچه‌ها

وریدچه‌ها یا ونولها عروقی هستند به قطر 1-0.2 میلیمتر که در آنها لایه داخلی از یک ردیف سلول آندوتلیال و غشا پایه تشکیل شده است. لایه میانی بسیار نازک و حاوی 3-1 لایه عضلانی و یا در مواردی فاقد عضله می‌باشد. لایه خارجی که ضخیم‌ترین لایه می‌باشد عمدتا حاوی الیاف عمدتا الیاف کلاژن است. وریدیچه‌های مرتبط با شبکه مویرگی بسیار کوچک بوده و به وریدچه‌های پشت مویرگی موسومند. وریدچه‌های پشت مویرگی از نظر ساختمانی شبیه مویرگها هستند و دارای دو عمل مهم می‌باشند:


  • چون فشار خون در این وریدچه‌ها پایینتر از مویرگها می‌باشد، این امر به برگشت مایعات خارج شده از مویرگها به سیستم گردش خون کمک می‌کند.

  • افزایش نفوذپذیری این وریدچه‌ها در پاسخ به هیستامین و سایر مواد سبب می‌شود که در واکنشهای التهابی نیز دخیل باشند. وریدچه‌های پشت مویرگی در اعضای لنفاوی ساختمان ویژه‌ای دارند که خروج لنفوسیتها را از آنها امکان‌پذیر می‌سازد.



تصویر

شریانهای الاستیک

این شریانها شامل آئورت و شاخه‌های اصلی آن در مجاورت قلب و اغلب سرخرگهای ریوی می‌باشد. طبقه داخلی در این شریانها از سلولهای آندوتلیال و لایه زیرآندوتلیال حاوی تعدادی فیبروبلاست تشکیل شده است. طبقه میانی ضخیم‌ترین لایه بوده و از الیاف الاستیک و عضلات صاف پراکنده و کلاژن ساخته شده ، طبقه خارجی از الیاف کلاژن ، الیاف الاستیک پراکنده و فیبروبلاستها تشکیل شده است. سرخرگهای الاستیک با توجه به خاصیت ارتجاعی دیواره خود که به سادگی اتساع می‌یابند، باعث می‌شوند که خون پمپ شده بطور متناوب از قلب به جریان پیوسته تبدیل گردد.

شریانهای عضلانی

این شریانها که از انشعابات شریانهای الاستیک و کوچکتر از آنها هستند، به شریانهای متوسط یا توزیع کننده نیز موسومند. لایه داخلی در این رگها مشابه سرخرگهای الاستیک است. لایه میانی عمدتا صاف حلقوی و مارپیچی تشکیل شده است. بطور پراکنده در بین سلولهای عضلانی ، الیاف الاستیک هم دیده می‌شود. لایه خارجی در این شریانها ، از الیاف کلاژنی که بطور طولی قرار گرفته‌اند، تشکیل شده است. شریانهای عضلانی با انقباض یا انبساط عضلات صاف لایه میانی خود ، می‌توانند مقدار خون اندامها را کنترل کنند.

شریانچه‌ها

شریانچه‌ها یا آرتریولها ، کوچکترین انشعابات شریانها هستند که قطر آنها بطور کلی از 0.5 میلیمتر کمتر است و نهایتا به مویرگها منتهی می‌شوند. لایه داخلی متشکل از آندوتلیوم و لایه زیر‌آندوتلیالی ظریف است. طبقه میانی از یک یا چند لایه عضلات صاف حلقوی و لایه خارجی از بافت پیوندی شل تشکیل یافته اشت. انقباض عضلات دیواره شریانچه‌ها می‌تواند قطر رگها را بطور خاصی تغییر دهد و از این نظر نقش مهمی در توزیع خون به مویرگها دارند. آرتریولهای انتهایی به موئینه‌ها و یا مت آتریولها (Metarteriole) ختم می‌شوند. موئینه‌ها از مویرگها بزرگتر هستند.



تصویر

مویرگهای پیوسته (Continuous Copillaries)

مویرگهای پیوسته یا سوماتیک بوسیله عدم وجود منفذ در دیواره‌شان مشخص می‌شوند، بوسیله اتصال محکم به یکدیگر چسبیده‌اند. این نوع مویرگها در انواع مختلف عضله ، بافت همبند ، غدد برون ریز (اگزوکرین) و سیستم عصبی دیده می‌شود. در برخی مناطق به غیر از بافت عصبی ، وزیکولهای پینوسیتوزی متعددی در هر دو سطح سلول آندوتلیال دیده می‌شوند. این وزیکولها به صورت منفذ در سیتوپلاسم این سلولها دیده می‌شوند و مسئول انتقال درشت مولکولها در هر دو جهت در سیتوپلاسم آندوتلیوم می‌باشند.

مویرگهای منفذدار (Fenestrated capillaries)

به مویرگهایی اطلاق می‌شود که سلولهای آندوتلیال پوشاننده آنها دارای منافذی به قطر 80 - 60 میکرومتر می‌باشد. بایستی توجه داشت که در مویرگهای منفذدار تیغه پایه فاقد منفذ بوده و یکپارچه است. مویرگهای منفذدار در بافتهایی یافت می‌شوند که تبادل مواد بین بافت و خون سریع است که بیشتر در پانکراس ، لوله گوارش و غدد آندوکرین دیده می شوند. در این مویرگها منافذ سلولها توسط لایه نازکی به نام دیافراگم پوشیده شده‌اند که نفوذ‌پذیری آنها نسبت به غشا و سلول زیادتر است.

سینوزوئیدها (Sinusoids)

مویرگهایی بسیار وسیع (تا 40 میکرومتر) و دارای شکل نامنظم می‌باشند که سلولهای آندوتلیال پوشاننده آنها دارای منافذ بدون دیافراگم و تیغه پایه آنها غیر ممتد است. علاوه بر این ، وجود فضاهای بزرگ بین سلولهای آندوتلیال باعث می‌شود که نه تنها پلاسما بلکه سلولهای خونی نیز از آن فضاها به بیرون راه یابند که این فضاها گاها بوسیله ماکروفاژها اشغال می‌شوند، سینوزوئیدها در کبد ، مغز استخوان و طحال دیده می‌شوند. این مویرگها دارای مسیر پرپیچ و خمی هستند و گردش خون در آنها آهسته می‌باشد.



تصویر

اعمال مویرگها

  • مویرگها رابط بین شریانچه‌ها و وریدچه‌ها بوده و به علت وسعت زیاد خود ، داشتن دیواره نازک و کاهش سرعت جریان خون در آنها مناسبترین محل برای مبادله مواد غذایی ، اکسیژن و دی‌اکسید کربن بین خون و مایعات بافتی می‌باشند. مبادله مواد از طریق انتشار ، عبور از منافذ دیواره مویرگها ، عبور از اتصالات بین سلولی و توسط وزیکولهای پینوسیتوزی انجام می‌گیرد. عبور مواد و کلوسیتهای خون از اتصالات بین سولهای آندوتلیال تحت تاثیر موادی نظیر هیت‌مین و برادی‌کینین که در شرایط التهابی بطور موضعی ترشح می‌گردند، افزایش می‌یابد.

  • سلولهای آندوتلیال پوشاننده مویرگها اعمال دیگری نیز انجام می‌دهند که مهمترین آنها عبارتند از: تبدیل آنژیوتانسین I غیر فعال به آنژیوتانسین II فعال می‌باشد که موجب بالا رفتن فشار خون می‌گردد ، غیر فعال کردن موادی نظیر برادی کینین ، پروستاگلاندین‌ها ، نوراپی نفرین ، سروتونین و ترومبین ، لیپولیز و جلوگیری از تشکیل ترومبوز (لخته در داخل رگهای خونی) و تبدیل آنها به مواد بی‌اثر.

قلب

قلب عضوی است که با انقباضات منظم خود خون را به داخل دستگاه گردش خون پمپ میکند. جدار قلب مانند رگهای خونی از سه لایه تشکیل شده است. لایه داخلی یا اندوکاردیوم ، لایه میانی یا میوکاردیوم و لایه خارجی یا اپی کاردیوم. لایه خارجی خود دو لایه است که پریکارد نام دارد. یک لایه این پرده دو لایه به دیواره حفره دور قلبی چسبیده و لایه جداری نام دارد. لایه دیگر آن به سطح قلب چسبیده و لایه احشایی یا اپی کاردیوم نامیده میشود.

رگهای لنفی

به استثنای ارگانهای معینی نظیر سیستم عصبی مرکزی ، استخوان و غضروف در بیشتر ارگانها بافتهای همراه و به موازات رگهای خونی ، رگهای دیگری به نام رگهای لنفی وجود دارند. این رگها که به صورت بن بست از بافتها سرچشمه میگیرند مایعات میان بافتی موسوم به لنف را از بافتها جمع آوری و به سیستم گردش خون باز میگردانند. جریان لنف یک طرفه بوده و از بافتها به سوی قلب میباشد.


مقدمه

دستگاه عصبی با داشتن نورونها ، هدایت تحریکات را به عهده دارد. تحریکات را حس می‌کند به مغز می‌فرستد در مقابل بخش تحریک شده که تحریک را حس کرده است واکنش نشان می‌دهد. این تحریکات اکثر اوقات از طریق نورونهای واسط صورت می‌گیرد. زیرا به ندرت یک نورون بسیار بلند در بدن یافت می‌شود. تحریکات باعث تولید مواد شیمیایی می‌شوند، این واسطه‌های شیمیایی از راس انشعابات انتهایی اکسون و دندریت که غالب اندامکهای جسم سلولی را دارا هستند، تولید می‌شوند.

پرده‌های مغز و نخاع

سطح بیرونی مغز و نخاع توسط سه پرده یا شامه پوشیده شده است پرده بیرونی سخت شامه ، میانی عنکبوتیه و درونی نرم شامه نامیده می‌شود. سطح بیرونی پرده‌ها بوسیله مزوتلیوم پوشیده شده است.

نخاع

نخاع رابط مغز و قسمتهای دیگر بدن است اعصاب در فواصل معین به نخاع وارد و یا از آن خارج می‌شوند. اعصاب حسی از طریق ریشه‌های پشتی وارد نخاع می‌شوند اعصاب حرکتی ریشه‌های شکمی نخاع را ترک می‌کنند. دو ریشه پشتی و شکمی به هم متصل شده و اعصاب نخاعی را می‌سازند.

مقطع نخاع

مقطع نخاع دارای دو بخش خاکستری و سفید است بخش خاکستری تقریبا به شکل H در وسط نخاع قرار دارد. این بخش غالبا جسم سلولی و دندریت نورونهای فاقد میلین را در خود جای داده است. بخش خاکستری توسط بخش سفید با ستونهای شکمی ، جانبی و پشتی احاطه شده است. این ستونها دارای اعصاب میلین‌دار هستند. رنگ سفید این بخش به خاطر وجود میلین است ستونهای بخش سفید دارای رشته‌های بدون میلین هستند. بازوهای H به نام شاخهای پشتی و شکمی نخاع خوانده می‌شوند. شاخهای پشتی را آوران یا حسی و شاخهای شکمی را وابران یا حرکتی می‌نامند.

اعمال حرکتی نخاع

در نخاع بین سلولهای حسی و حرکتی تعداد زیادی ارتباطات چند نورونی وجود دارد که فعالیت آنها یا باعث آغاز حرکت و یا ممانعت از آن می‌شود این ارتباطات اساس رفلکسهای نخاعی است.حرکت رفلکسی به عنوان پاسخی در قبال تحریک حسی است. از نخاع ، 31 جفت عصب خارج می‌شود که بطور قرینه به اندامهای مختلف چپ و راست بدن می‌روند. محل خروج این اعصاب از فاصله بین مهره‌ها است. هر عصب دارای دو ریشه پشتی و شکمی است در مسیر ریشه پشتی یک گره عصبی هم وجود دارد که جسم سلولی نورونهای حسی در آن واقع است. ریشه شکمی نخاعی ، حرکتی است و رشته‌هایی که در آن قرار دارند فرمانها را از نخاع به طرف ماهیچه‌ها یا غده‌های بدن می برند. جسم سلولی مرتبط با این رشته‌ها در ماده خاکستری نخاع واقع است.



تصویر

مغز

مغز بخشی از دستگاه عصبی مرکزی است که در بالای نخاع و درون جمجمه جای دارد این بخش از پایین به بالا شامل پیاز نخاع ، پل مغزی و مخچه ، مغز میانی ، مغز واسطه‌ای و نیمکره‌های مخ است.

نیمکره‌های مخ

دو نیمکره مخ توسط پلی از ماده سفید به نام جسم پینه‌ای بهم مربوطند. هر نیمکره با دو بخش سفید در وسط و خاکستری در قشر مشخص شده است. بخش خاکستری به ضخامت 3 - 2 میلیمتر این قسمت مخ را تشکیل می‌دهد. انواع نورونهایی که در قشر مخ وجود دارند عبارتند از: سلولهای افقی یا کانال ، هرمی ، ستاره‌ای یا دانه‌ای ، دوکی و چند شکلی. هر قسمت از قشر خاکستری مخ کار ویژه‌ای را برعهده دارد. مراکز مربوط به دریافت و تفسیر اطلاعات رسیده از اندامهای حسی مختلف مانند چشم و گوش و پوست در این قسمت واقع است. بخشی از قشر خاکستری مخ هم مرکز حرکات ارادی است.

مخچه

مخچه که تعادل بدن را حفظ می‌کند دارای بخش خاکستری در قشر و بخش سفید در مرکز است. قشر مخچه دارای سه طبقه است: طبقه ذره‌ای در بیرون ، دانه‌ای در درون ، و پورکنژ در وسط. مخچه بوسیله سه جفت پایک که شامل دسته‌هایی از تارهای عصبی می‌باشند با مغز میانی ارتباط برقرار می‌کند. در مرکز مخچه ، هسته‌های مرکزی مخچه قرار دارند. این هسته‌ها از جنس بخش خاکستری هستند که بوسیله بخش سفید احاطه شده است.

هسته‌های مرکزی مخچه از بیرون به درون عبارتند از: هسته دانه‌دار ، هسته سه گوش ، هسته مدور ، هسته فاسیتژیال که هر یک در درون دیگری قرار دارد. مخچه در کار کنترل فعالیتهای ماهیچه‌ای به مخ کمک می‌کنند. پیامهای حرکتی که از مخ به اندامها می‌رود. توسط مخچه ، تقویت و هماهنگ می‌شوند. برای کار چشمها و گوش داخلی وضعیت بدن را به مخچه خبر می‌دهند. در کل کارهای که مخچه انجام می‌دهد همگی غیر ارادی هستند.

بصل‌النخاع

این بخش را می‌توان به عنوان ناحیه وسیعی از نخاع تلقی نمود که شکل آن در انسان شبیه پیاز است. بصل‌النخاع بدون مرز مشخص با نخاع ارتباط حاصل می‌کند در حالی که با بخشهای فوقانی تر دارای مرزهای مشخصتر است. بصل‌النخاع از ماده سفید و رشته اعصابی تشکیل شده است و فعالیت اندامهای داخلی بدن مانند قلب ، ششها و اندامهای گوارشی را اداره می‌کند به همن سبب یکی از مهمترین اجزای مغز است و آسیب وارده به آن مرگ را به دنبال دارد.



تصویر

عقده عصبی

یک عقده عصبی دارای تعداد زیادی نورون است که درون کپسولی از بافت پیوندی قرار گرفته‌اند. تعداد این نورونها ممکن است به 50000 عدد برسد در نتیجه اندازه عقده‌ها متفاوت است هر نورون عقده یک سلول گانگلیون خوانده می‌شود.

دستگاه عصبی محیطی

رشته‌های عصبی عقده‌های نخاعی- جمجمه‌ای و خودکار جزء اعصاب محیطی به شمار می‌روند و شامل سه گروه عصب است: اعصاب حسی که از اندامها به مغز و نخاع می‌روند، اعصاب حرکتی که از مغز و نخاع به ماهیچه‌ها و غده‌ها می‌روند و اعصاب مختلط که شامل رشته‌های حسی و حرکتی هستند.

اعصاب پیکری و خودمختار

اعصاب حرکتی که از دستگاه عصبی مرکزی به اندامها می‌روند.
  • بخش پیکری: که پیام انقباض را به سلولهای ماهیچه‌ای مخطط می‌برند و ارادی هستند.

  • بخش خودمختار: که غیر ارادی است این اعصاب کار اندامهایی چون قلب ، کلیه ، شش و ... را اداره می‌کنند.
رشته این اعصاب خود به دو صورت سمپاتیک و پاراسمپاتیک نامگذاری می شوند. اعصاب سمپاتیک به دو ردیف گره عصبی واقع در دو طرف ستون مهره ها مرتبط هستند اعصاب سمپاتیک بدن را برای فعالیت بیشتر آماده می کنند. اعصاب پاراسمپاتیک برخلاف اعصاب سمپاتیک عمل می‌کنند مهمترین عصب پاراسمپاتیک از بصل‌النخاع آغاز می‌شود و پس از عبور از گردن به سینه و شکم می‌رسد. تصویر


ناحیه هوایی دستگاه تنفسی

بخش بیرونی ناحیه تنفسی دستگاه تنفس از حفره بینی تا نایژه‌ها دارای پوشش مطبق کاذب مژک‌دار با سلولهای جامی شکل است. بافت پیوندی سست زیرین دارای تعداد زیادی غدد سروزی- موکوسی است. ترشحات غدد بوسیله مژه حمل می‌شوند. مژه با حرکت موجی ترشحات را به طرف حفره بینی هدایت می‌کند. آستر مخاط دارای سلولهای ائوزینوفیل ، ماکروفاژ و فولیکولهای لنفاوی است.

این قسمت ایمونوگلوبولین A تولید می‌کند و به پوشش مخاطی می‌رسد و
باکتریها و ویروسها را می‌کشد. استخوان دیواره‌های حفره بینی و غضروف حنجره و نای و نایژه به دستگاه استحکام می‌بخشد. تا در مقابل فشار هوا فشرده شده و یا بیش از حد منبسط نشوند. رشته‌های ارتجاعی باعث کشیده شدن لوله‌های هوایی به هنگام دم و کاهش آن به هنگام بازدم می‌شود.

حفره بینی

حفره بینی بوسیله دیواره بینی به دو بخش قرینه تقسیم می‌شود. کام سخت حفره بینی را از حفره دهانی جدا می‌کند. پوشش این ناحیه از بافت مطبق سنگفرشی غیر شاخی همراه با مو ، غده‌های چربی و غده‌های عرق است. حفره بینی شامل بخش تنفسی و بویایی است. در نتیجه لایه سلولهای پوششی می‌تواند حفره بینی را مرطوب و به کمک رگهای خونی خود آن را گرم کند.

حلق

حلق به دو بخش بینی- حلقی و دهانی- حلقی تقسیم شده است. کام نرم ، ناحیه بینی-حلقی را از حفره دهان جدا می‌کند. ناحیه دهانی- حلقی راه تنفسی و گوارش است. مخاط ناحیه بینی- حلقی دارای سلولهای مژه‌دار و غدد است و مخاط ناحیه دهانی- حلقی همراه با غدد موکوسی است. لوزه‌های حلقی در سقف ناحیه بینی- حلقی قرار دارند. زیر مخاط حلق محتوی غدد موکوسی است. ماهیچه حلق مخطط و متشکل از دو طبقه طولی در درون و حلقوی در بیرون است.

حنجره

حنجره در عقب حفره بینی و در بالای نای قرار دارد. حنجره غضروفهایی دارد که باعث باز نگه داشتن آن می‌شود. در حنجره تعدادی تار یا طناب صوتی وجود دارد که ارتعاش آنها بوسیله هوای بازدم باعث تولید صدا می‌شود یک زایده غضروفی به نام اپی‌گلوت در هنگام بلع غذا دهانه حنجره را می‌بندد و مانع ورود غذا به درون نای می‌شود. تارهای صوتی از جنس بافت پیوندی ارتجاعی هستند خروج هوا را از ششها هنگام بازدم موجب ارتعاش این تارها و تولید صدا می‌شود.



 

ششها

شش به صورت جفت در داخل پرده جنب قرار دارد. بافت پیوندی درون شش دارای مقدار زیادی رشته‌های ارتجاعی و ماهیچه صاف است. نایژه‌های اصلی و رگهای ششی از طریق ناف این اندام وارد ششها می‌شوند. شش سمت راست دارای سه لوب و شش سمت چپ دارای دو لوب است. هر لوب یک شاخه از نایژه از نایژه اصلی را دریافت می‌کند. هر لوب به لوبولهایی تقسیم شده است. ساختار درونی ششها دارای سیستمی شاخه‌ای است که به نام درخت نایژکی خوانده می‌شوند. در فضای میان دو لایه جنب کمی مایع وجود دارد که حرکات ششها را آسان می‌کند. حدود 300 میلیون کیسه هوایی در مجموع دو شش وجود دارد و تبادل گازهای تنفسی را به عهده دارند.

نای

نای دارای 16 تا 20 بند است و هوا پس از حنجره وارد نای می‌شود. هر یک از بندها قطعه‌ای به شکل U و دارای غضروف شفاف با پری‌کندرویوم است که بوسیله نوارهایی از ماهیچه صاف در ناحیه باز U به یکدیگر متصل می‌شوند. نوارهای ماهیچه‌ای بطور طولی و مایل قرار گرفته‌اند. حلقه‌های غضروفی بوسیله بافت پیوندی متراکم بهم متصل می‌شوند.

انشعابات نای

نای انشعاب یافته نایژه اصلی را می‌سازد. این دو شاخه به ششها راه دارند ساختار نای و نایژه اصلی مشابه یکدیگر است گر چه غضروف بخش انتهایی نایژه‌ها نامنظم می‌شود. نایژه‌های اصلی به تعدادی مجاری هوایی تقسیم می‌شوند. نایژه‌های بزرگ ، نایژکها ، نایژکهای انتهایی ، نایژکهای تنفسی ، مجرای آلوئولی و کیسه هوایی.

ناحیه تنفسی

نایژکهای انتهایی به نایژکهای تنفسی و آنها نیز به مجاری هوایی تقسیم می‌شوند. نایژکهای تنفسی از نظر بافتی شبیه نایژکها هستند به جز اینکه کیسه‌های هوایی دارند. مجاری هوایی به تعدادی کیسه هوایی ختم می‌شوند. کیسه‌های هوایی به شکل حبابهایی با دیواره بسیار نازک ، رشته‌های ارتجاعی و بدون ماهیچه هستند. کیسه هوایی ظریف و فنجانی شکل بوده پوشش آن سنگفرشی ساده است.

بین حبابها دیواره‌ای از رشته‌های شبکه‌ای و ارتجاعی در میان سلولهای فعال وجود دارد. تعدادی لوکوسیت ، ماست سل ، فیبروبلاست و شبکه مویرگی نیز در این ناحیه دیده می‌شود. سلولهای دیواره دارای اکتین و میوزین است و عمل تبادل در این ناحیه صورت می‌گیرد.
مویرگها دارای دیواره نازک با پوشش تماس دارند.



 

چگونگی تنفس

تنفس در آدمی شامل دو مرحله دم و بازدم است. در مرحله دم هوا وارد ششها و در هنگام بازدم از آن خارج می‌شود. در انجام دم و بازدم پرده جنب نقش مهمی دارد. فشار فضای میان دو لایه پرده جنب همیشه کمتر از فشار اتمسفر است و به همین دلیل ششها حتی در حالت بازدم ارادی نیز کاملا بسته نمی‌شوند. قبل از شروع دم کلیه ماهیچه‌های تنفس در حال استراحت هستند و دیافراگم به صورت یک گنبد است و دنده‌ها در پایین‌ترین وضعیت خود قرار دارند و فشار فضای جنب کمتر از فشار اتمسفر و ششها در حالت نیمه باز هستند. هنگامی که فرمان عصبی دم توسط مراکز تنفسی در مغز صادر می‌شود اعصاب حرکتی ماهیچه‌های بین دنده‌ای خارجی و دیافراگم را منقبض می‌کنند.

انقباض ماهیچه‌های بین دنده‌ای خارجی موجب حرکت دنده‌ها به بالا و طرفین می‌شود. انقباض دیافراگم موجب افزایش حجم قفسه سینه می‌شود. این افزایش حجم باعث کاهش فشار مایع جنب و باز شدن کیسه‌ها می‌شوند و هوا را به درون خود می‌کشانند. بنابراین عامل اصلی باز شدن کیسه‌های هوایی و ورود هوا به ششها پرده جنب است. اگر پرده جنب پاره شود شش کاملا جمع شده و از کار می‌افتد. در پایان دم ماهیچه‌ای ویژه دم استراحت می‌کنند. خاصیت ارتجاعی ششها و وزن قفسه سینه موجب می‌شود که ششها به حالت اولیه خود برگردند. برگشت ششها باعث افزایش فشار هوای درون شش نسبت به اتمسفر و در نتیجه بیرون راندن هوا می‌شود بازدم را بطور فعال نیز می‌توان انجام داد.


چگونه نفخ معده را برطرف نماییم ؟.pdfچگونه نفخ معده را برطرف نماییم ؟.doc

چگونه نفخ معده را برطرف نماییم ؟

باد گلو، گاز روده ها و نفخ هر سه به گازهای موجود در مجاری گوارش انسان مرتبط میباشند.

منابع گازها:

1- منابع برونزاد: 90 درصد گاز روده ها و معده از منابع برونزاد سرچشمه میگیرد. هنگامی كه شما چیزی میخورید و یا میاشامید اندكی هوا نیز به همراه غذا وارد سیستم گوارشی شما میگردد. افزایش ترشح بزاق نیز (به هر علت) باعث ایجاد گاز برونزاد میگردد. بلعیدن هوا(aerophagia) در افراد مضطرب بیشتر میباشد كه فرد بطور ناخودآگاه مقدار زیادی هوا را می بلعد.

2- منابع درونزاد: 10 درصد گاز موجود در روده ها از منابع درونزاد منشا میگیرند:

* محصول جانبی گوارش طبیعی: اسید معده توسط ترشحات لوزالمعده خنثی میگردد. نتیجه این واكنش تولید گاز دی اكسید كربن میباشد.

* باكتریهای موجود در روده بزرگ: برخی غذاهای خاص كه بدن قادر به هضم آنها نیست در روده بزرگ توسط باكتریها تخمیر شده و گاز تولید میگردد.

* گازها از طریق فرآیند انتشار، بین روده ها و خون جابجا میشوند.

بادگلو (belching):

بلعیدن هوا علت اصلی بادگلو میباشد. اما برخی افراد نیز از سر عادت باد گلو میزنند و به وجود گاز در معده ربطی ندارد. زخم معده و مشكلات كیسه صفرا نیز میتواند باد گلو ایجاد كند. بیشتر هوای بلعیده شده توسط باد گلو خارج میگردد. اما مقدار اندكی ازهوا به روده ها راه می یابد كه در آنجا نیز یا از طریق مخاط روده ها جذب خون میگردد و یا از طریق گاز روده از بدن خارج میگردد. چنانچه فرد در حالت دراز كش هوا بلعیده باشد غالب هوا به روده ها راه می یابد، اما اگر در وضعیت ایستاده و قائم باشد بیشتر هوای بلعیده شده از طریق باد گلو خارج میگردد.

راهكارهای كاهش باد گلو:

بلعیدن هوا اغلب در افراد مضطرب وجود دارد و این افراد بطور ناخودآگاه اقدام به بلعیدن هوا میكنند. افزایش ترشح بزاق نیز باعث بلعیدن هوا میگردد:

1-كاهش دفعات بلعیدن غذا.

2-آرام و آهسته غذا خوردن و نوشیدن مایعات.

3-مایعات را جرعه جرعه بنوشید و از سركشیدن یكباره آن خودداری كنید.

4-اجتناب از پیپ، استعمال سیگار، جویدن آدامس و آب نبات، استفاده از نی برای نوشیدن مایعات، نوشیدن مایعات از بطری های دهان باریك، قرار دادن دست دندان مصنوعی لق در دهان (باعث افزایش ترشح بزاق میگردد).

5-عدم مصرف غذاهای حاوی گاز نظیر نوشابه های گازدار، قرصهای جوشان و خامه زده شده.

6-خودداری از بلعیدن عمدی هوا بمنظور باد گلو زدن.

7-لقمه های غذا را قبل از بلعیدن بطور كامل بجوید.

8-استرس و اضطراب خود را كنترل كنید.

گاز روده ها (flatulence) :

به آزاد سازی تركیبی از گازهای روده(flatus) كه توسط باكتریها و مخمرهای مستقر در روده بزرگ (قولون) ایجاد میگردند، اطلاق میشود. غذاهایی كه در بدن غیر قابل هضم میباشند (به علت عدم وجود آنزیم هضم كننده) مانند پلی ساكاریدها (به ویژه اولیگوساكاریدها) (نشاسته و سلولز) و برخی قندها بدن تغییر از مجاری گوارشی عبور كرده و به عنوان غذا به مصرف باكتریهای روده میرسند. محصول جانبی این فرایند تخمیری تولد گاز روده میباشد.

غذاهایی كه ایجاد گاز میكنند:

حبوبات (لوبیا-عدس-لوبیای سویا-نخود فرنگی) -لبنیات (شیر-بستنی-پنیر)- سبزیجات(بروكلی-گل كلم-خیار-مارچوبه-كرفس-كاهو)- سبزیجات ریشه ای (سیب زمینی-شلغم-پیاز-تربچه-سیر-هویج-بادنجان)- میوه ها (زردآلو-سیب-گلابی-آلو-موز-كشمش) -غلات (جو دوسر-ذرت-برنج-دانه های كامل (به علت وجود فیبر)- آرد گندم)- مغزها (بادام هندی)

نكته: در اختلال عدم تحمل لاكتوز (عدم وجود آنزیم لاكتاز برای تجزیه لاكتوز)، لاكتوز(قند اصلی شیر) به روده باریك راه یافته و باكتریها از آن تغذیه میكنند. این امر گاز روده ها را افزایش میدهد.

نكته:سوربیتول كه نوعی شیرین كننده است نیز میتواند ایجاد گاز كند.

نكته: برنج خیلی سهل الهضم است و كمترین تولید گاز را بهمراه دارد. اما نشاسته گندم، سیب زمینی، جو دو سر و ذرت گاز زیادی تولید میكنند.

نكته:غلات كامل به علت دارا بودن فیبر بیشتر گاز بیشتری تولید میكنند.

نكته: فیبرغذایی برای سلامتی بسیار مفید هستند، اما بایستی مصرف آنها را به آهستگی افزایش داد. برخی از فیبرها گاز تولید كرده اما برخی گاز تولید نمیكنند. (به مقاله فیبر رژیمی رجوع شود)

مطالبی در رابطه با گاز روده ها:

1-یك انسان بطور معمول روزانه 0.5 تا 1.5 لیتر گاز روده آزاد میكند.12-20 بار در روز. نیتروژن، اكسیژن، دی اكسید كربن، متان، هیدروژن، سولفید هیدروژن گازهای تشكیل دهنده روده میباشند.

2-گاز روده ها عمدتا از نیتروژن و اكسیژن تشكیل یافته است كه توسط دهان بلعیده میگردند.

3-دی اكسید كربن توسط میكروبهای هوازی روده تولید میگردند.

4-هیدروژن توسط برخی از میكروبها و گاز متان نیز توسط باكتریهای بی هوازی تولید میگردند.

5-گازهای متان و هیدروژن اشتعال زا میباشند. تنها 40 درصد روده افراد دارای میكروبهای تولید كننده گاز متان میباشد.

6-بوی نامطبوع گاز روده ها به علت وجود مقادیر اندك تركیبات حاوی سولفور میباشد. سولفید هیدروژن (بوی تخم مرغ گندیده) و سولفید كربونیل علت بوی بد گازهای روده ها بوده كه نتیجه تجزیه پروتئین ها میباشند.

7-علت دیگر بوی نامطبوع وجود اسیدهای چرب با وزن مولكولی پایین نظیر بوتیریك اسید(بوی كره فاشد) میباشد.

8-گاز روده ها مانند مدفوع بوسیله حركات دودی (انقباضات متوالی عضلات روده ای) به سمت مقعد رانده میشوند.

9-برخی باكتریهای روده گاز تولید شده توسط باكتریهای دیگر را مورد مصرف قرار میدهند.

10-میزان تولید گاز در افراد متفاوت است و به تعداد و نوع باكتریهای مستقر در روده، نوع رژیم غذایی و میزان بلعیدن هوا توسط فرد بستگی دارد.

11-غذاهایی كه حاوی سولفور زیاد میباشند نظیر گل كلم، تخم مرغ و گوشت بوی نامطبوع گاز روده را افزایش میدهند.

نكته: وجود گاز زیاد در سیستم گوارش باعث درد شكم، نفخ، باد گلو و گاز روده حجیم و آزار دهنده میشود.

نفخ (bloating):

به احساس ورم و پری شكم و افزایش میزان گاز در مجاری گوارش اطلاق میگردد. علت نفخ معمولا وجود گاز زیاد نیست، بلكه به خاطر كندی انقباضات عضلانی و حركات دودی مجاری گوارش میباشد. مصرف غذاهای چرب تخلیه معده را به تاخیر انداخته و ایجاد نفخ میكنند. همچنین نفخ میتواند به علت نشانگان روده تحریك پذیر باشد (كه در آن انقباضات روده ای نامنظم میگردد)- علت دیگر نفخ میتواند تند تند غذا خوردن باشد. همچنین نفخ میتواند نشانه برخی بیماریها مانند آپاندیسیت و یا سنگ كیسه صفرا باشد. یبوست نیز ایجاد نفخ میكند. نفخ بیشتر در زنان بروز میكند. علت آن هم تغییر در سطح هورمونهای بدن و افزایش احتباس آب و نمك در بافتهای بدن، پیش از قاعدگی میباشد.

علایم افزایش گاز روده ها:

1-افزایش آزاد سازی گاز روده.

2-آزاد سازی گاز بد بو.

3-آزاد سازی گاز پر سروصدا.

4-نفخ معده و شكم.

5-صداها و درد شكم.

علل نفخ متناوب و افزایش گاز روده ها:

1-افزایش تولید گاز:

* میزان گاز تولید شده توسط باكتریهای روده بزرگ در افراد مختلف متفاوت است.

* سوء هضم و سوءجذب غذا در روده كوچك باعث میگردد تا غذای هضم نشده بیشتری به قولون (روده بزرگ) وارد گردد. هرقدر میزان غذای هضم نشده در اختیار باكتریهای روده برگ باشد گاز بیشتری نیز تولید خواهد شد. (مثل نارسایی لوزالمعده و یا اختلال عدم تحمل لاكتوز)

* رشد مفرط و انتشار باكتریهای روده بزرگ به روده كوچك. با آنكه باكتریها منحصرا در روده بزرگ مستقرهستند، اما گاهی اوقات باكتریها به روده كوچك راه می یابند. بنابراین غذا قبل از هضم و جذب توسط باكتریها مصرف گردیده و تولید گاز افزایش می یابد.

2-انسداد فیزیكی: میتواند در هر نقطه از مسیر مجاری گوارش ایجاد شود.انسداد ممكن است دائم و یا موقت باشد، مثل تنگی باب المعده.

3-انسداد كاركردی: به علت عملكرد ضعیف عضلات معده و روده (كه محتویات معده و روده را به جلو میراند) ایجاد میگردد. هنگامی كه این عضلات بدرستی عمل نمی كنند، محتویات روده ای تجمع یافته و باعث ورم و نفخ شكم میگردد. چربی ها نیز میتوانند باعث كندی حركات روده ای و تخلیه معده گردد.

4-حساسیت مفرط روده ای: برخی افراد به افزایش اندك گاز روده ها نیز حساس بوده و احساس نفخ و ورم معده میكنند.

5-مصرف برخی آنتی بیوتیكها و مسهل ها نیز ایجاد نفخ و گاز روده ای میكنند.

نكته: گاز روده ها نشانه فعالیت طبیعی روده ها میباشد. احتباس گاز روده نیز خطرناك نیست اما میتواند باعث یبوست گردد.

نكته: تمام گاز موجود در مجاری گوارش از طریق مقعد خارج نمی گردند. برخی از طریق انتشار به خون راه یافته و از طریق ریه ها مجددا به هوا بازمیگردند. برخی از گازها نیز در داخل مدفوع به دام افتاده و همراه با مدفوع دفع میگردند.

نكته:هنگامی كه شما گاز روده را محبوس كرده و آن را خارج نمیسازید، در طی شب كه عضلات بدن شل میشود گاز روده ها نیز بطور خودكار آزاد میگردند.

تشخیص نفخ مزمن:

1-عكسبرداری اشعه x از شكم و روده كوچك.

2-اندازه گیری سرعت تخلیه معده.

3-عكسبرداری فراصوت،سی تی اسكن و ام آرآی.

4-تستهای سوء جذب و سوء هضم.

5-تست تنفسی هیدروژن و متان.

درمان نفخ و افزایش گاز روده ها:

1-چنانچه علت سوء هضم و نارسایی لوزالمعده باشد باید مكمل آنزیمهای لوزالمعده تجویز گردد.

2-چنانچه علت سوء هضم لاكتوز، فروكتوز و یا سوربیتول باشند، باید غذاهای حاوی این قند ها از رژیم غذایی حذف گردیده و یا از مكمل آنزیمهای گوارشی استفاده شود. آنزیمهای alpha-galactosidase باعث هضم قندهای كمپلكس گردیده و حجم گاز روده ها را كاهش میدهند. مكمل های آنزیمهای گوارشی موجود شامل لاكتاز، آمیلاز، لیپاز، پروتئاز، سلولاز، پكتیناز، اینورتاز، گلوكوآمیلاز، مالت دیاستاز میباشند.

3-چنانچه سوء هضم و سوء جذب به علت اختلال در عملكرد دیواره روده ها باشد، باید با بیوپسی روده كوچك و كشف علت داروی مرتبط تجویز گردد.

4-چنانچه علت انسداد فیزیكی باشد، عمل جراحی باید صورت گیرد.

5-چنانچه علت انسداد كاركردی باشد، بایستی ازداروهای محرك فعالیت عضلات معده و روده كوچك نظیر erythromycin وmetoclopramide مصرف كرد.

6-مصرف غذاهای حاوی كربوهیدرات های هضم ناپذیر باید محدود و یا از رژیم غذایی حذف گردند.

7-غذا به آرامی و آهستگی صرف شود.

8-قدم زدن پس از صرف غذا حركات روده ها را تحریك میكند.

9-مصرف داروی simethicone نیز میتواند نفخ را كاهش دهد.

10-مصرف قرصهای زغال فعال شده قبل از غذاهایی كه نفخ آور میباشند گاز روده ها را كاهش میدهند.

11-آنتی بیوتیك ریفاكسیمین rifaximin كه در درمان اسهال مرتبط با e-coli تجویز میگردد نیز حجم گازهای روده را كاهش میدهد.

12-مصرف اندكی مایعات اسیدی همچون آب لیموترش و یا سركه همراه با غذا باعث تحریك ترشح اسید هیدروكلریك و آنزیمهای گوارشی میگردد.

13-مصرف ماست، زیره سبز(cumin) ، زیره سیاه(caraway) وزردچوبه(tumeric) گاز روده ها و نفخ را كاهش می دهند.

14-تخمیر، اولیگوساكاریدها را تجزیه كرده و تولید گاز آنها را كاهش میدهد. به همین خاطر توفو tofu (پنیر سویا) گاز خیلی كمتری نسبت به لوبیای پخته تولید میكند.

15-برای كاهش خاصیت نفخ آوری لوبیای پخته، لوبیا را 24 ساعت درون آب بخیسانید و سپس آب پز كنید. اما این كار مواد مغذی دیگر محلول در آب را نیز از لوبیا خارج میسازد.

16-مصرف آنتی اسید ها باد گلو را افزایش داده و نفخ را رفع میكند.

17-نعناع، آویشن، فلفل فرنگی شیرین، ریحان، دارچین، زنجبیل و لیمو ترش باعث تسهیل عمل دفع گازهای روده ها و باد گلو شده و ضد نفخ میباشند.

18-جای مصرف 3 وعده غذایی سنگین در روز از 6 وعده غذایی سبك استفاده كنید.




ده نکته درباره خون دادن

 

 

ده نکته درباره خون دادن

 

از میان آزمایش‌های گوناگونی که برای غربالگری و تشخیص بیماری‌ها انجام می‌دهیم، آزمایش خون حس دیگری دارد.

از درد ناچیز وارد شدن سوزن به دست‌مان که بگذریم، دیدن خونی که از بدن ما بیرون می‌آید برای خیلی‌ها احساس چندان خوشایندی را به دنبال ندارد....

اما خون دادن همیشه برای آزمایشگاه نیست. گاهی احساس یک وظیفه انسانی به ما حکم می‌کند که برای کمک به هم‌نوعان‌مان خون‌مان را اهدا کنیم. 10 نکته زیر به شما کمک می‌کنند تا در راه رسیدن به این حس خوب معنوی با کمترین مشکل و هراسی روبه‌رو شوید.

 


1 - قبل از اهدای خون مقدار زیادی آب بنوشید.

گاهی پس از خون دادن، فرد احساس سرگیجه و ضعف می‌کند، حتی برخی افراد مدت کوتاهی از هوش می‌روند. علت اصلی این پدیده افت فشارخون است. اگر هم شب قبل و هم صبح قبل از اهدای خون مقادیر زیادی آب بنوشید، چنین مشکلی پیش نخواهد آمد. به یاد داشته باشید که نوشیدنی‌های کافئین‌دار مثل چای و قهوه باعث بیرون راندن آب از بدن می‌شوند، پس نوشیدن آنها قبل از خون دادن کار درستی نیست.

 


2 -خوردن صبحانه کامل را فراموش نکنید.
این کار از افت قندخون جلوگیری می‌کند. در نتیجه احساس سبکی سر و ضعف بدن به وجود نمی‌آید. البته بهتر است صبحانه را مدتی قبل از مراجعه به پایگاه اهدای خون خورده باشید چون اگر فاصله خوردن صبحانه و خون دادن کم باشد، احساس تهوع شدیدی ایجاد می‌شود.

 

 

3 -به فاصله 24 ساعت قبل از اهدای خون غذاهای چرب نخورید.
وقتی شما خون خود را اهدا می‌کنید، سازمان انتقال خون آزمایش‌هایی روی آن انجام می‌دهد. در صورتی که جواب این تست‌ها قابل قبول باشد، خون شما تبدیل به فرآورده‌های متعددی می‌شود و در اختیار نیازمندان قرار می‌گیرد اما اگر میزان چربی موجود در خون خیلی بیشتر از حد طبیعی باشد، انجام این آزمایش‌ها مختل می‌شود و نهایتا چاره‌ای نمی‌ماند جز اینکه خون شما دور ریخته شود.

 

 

4 -غذاهای سرشار از آهن بهترین رژیم غذایی برای شما هستند.
اسفناج، تخم‌مرغ و گوشت قرمز منابع اصلی آهن محسوب می‌شوند. اگر این مواد را از دو هفته قبل از اهدای خون وارد رژیم غذایی خود کنید، سطح آهن خون شما به حد قابل قبولی می‌رسد. در این صورت هم خون دادن برای شما آسان‌تر است و هم خونی که می‌دهید پراستفاده‌تر خواهد بود. به یاد داشته باشید که همیشه مصرف ویتامین C جذب آهن را بیشتر می‌کند. پس بهتر است از سبزیجات و میوه هم در رژیم غذایی روزانه خود استفاده کنید.

 


5 -استرس و اضطراب می‌تواند باعث افت فشارخون شود.
بهتر است قبل از شروع خون‌گیری نفس عمیقی بکشید و با کسی که قرار است خون‌گیری را انجام دهد، شروع به حرف زدن کنید. می‌توانید در زمان خون دادن آدامس بجوید، آواز بخوانید، تلویزیون تماشا کنید یا هر کار دیگری که باعث آرام شدن شما می‌شود را انجام دهید.

 

 

-6 پس از اهدای خون نباید به سرعت از جای خود بلند شوید.
وقتی خون‌گیری از شما به پایان رسید، باید مدتی همچنان دراز کشیده باقی بمانید. سپس می‌توانید بنشینید و مقداری آب‌میوه همراه یک خوراکی شیرین بخورید. این کار باعث می‌شود حجم مایع از دست رفته جبران شود و قندخون شما هم افت نکند.

 

 

7 -تا چند ساعت بعد از اهدای خون رانندگی نکنید.
خون دادن کار خطرناک و وحشتناکی نیست اما ممکن است تا چند ساعت بعد باعث احساس سبکی سر و ضعف بدن شود. بنابراین بهتر است پس از اهدای خون رانندگی نکنید.

 

 

8- چند ساعت پس از اهدای خون غذایی پرپروتئین بخورید.

گوشت قرمز یا مرغ همراه سبزیجات بهترین غذایی است که می‌توانید پس از خون دادن بخورید. البته باید مقادیر زیادی مایعات و به خصوص آب هم بنوشید. چنین رژیم غذایی به بدن شما کمک می‌کند خون از دست رفته را سریع‌تر جبران کند.

 

 

9 -پس از اهدای خون تا پایان روز کارهای سنگین انجام ندهید.

اگر شغل شما طوری است که باید فعالیت بدنی شدیدی انجام بدهید، بهتر است روزی که قصد اهدای خون دارید مرخصی بگیرید یا این کار را به روزهای تعطیل موکول کنید. در ضمن در این روز از انجام ورزش‌های سنگین هم باید خودداری کرد چون فعالیت شدید باعث می‌شود سیاهرگی که خون‌گیری از طریق آن انجام شود، دوباره باز شود و خون‌ریزی زیرپوستی اتفاق بیفتد که بسیار دردناک است اما اگر به بدن خود 16 تا 24 ساعت وقت بدهید، این رگ خود به خود بسته شده و به حالت طبیعی بازمی‌گردد.

 


10- و اما کی نباید خون داد.

اگر شما نیز شرایط زیر را دارید بهتر است از خون دادن منصرف شوید:

• اگر وزن شما کمتر از 50 کیلوگرم است، نباید خون بدهید. این کار باعث می‌شود بدن شما به طرز نامناسبی واکنش نشان بدهد.

 

• اگر سن شما زیر 18 سال است، مجاز به اهدای خون نیستند. البته گاهی در شرایطی خاص افراد 16 تا 18 ساله هم می‌توانند با نظر پزشک و اجازه والدین خون خود را اهدا کنند. قبل از اهدای خون فرم مربوط به سازمان انتقال خون را صادقانه پر کنید.

 

• اگر اخیرا فعالیت پرخطری داشته‌اید که می‌تواند باعث آلودگی خون شما شده باشد آن را در فرم‌های پرسش‌نامه منعکس کنید. مطمئن باشید که کارکنان بخش خون‌گیری افراد حرفه‌ای و دوره‌دیده‌ای هستند و خواندن تجربه‌های شخصی شما بخشی از کار آنهاست و باعث شرم‌ساری شما نخواهد شد.


• گاهی اوقات افراد به صورت دسته‌جمعی و در یک اقدام نمادین برای اهدای خون مراجعه می‌کنند. اگر شما مشکلات مورد بالا را دارید، لطفا در رودربایستی گیر نکنید! بهترین بهانه این است که بگویید کم‌خونی فقرآهن دارید و از همراهی با دوستان‌تان خودداری کنید. می‌توانید پرفشاری خون یا فشارخون پایین را هم به عنوان بهانه‌ای برای انصراف خود اعلام نمایید.


• خون دادن وسیله‌ای برای یک چکاپ کامل نیست. بهتر است برای اطلاع از سلامت خود به یک آزمایشگاه مراجعه کنید نه مرکز اهدای خون! اگر برای دریافت نتایج آزمایش نمونه خون اهدایی خود اصرار بورزید، طبق دستورالعمل جهانی سازمان انتقال خون، شما فردی مشکوک تلقی خواهید شد و خون اهدا شده شما دور ریخته خواهد شد